خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

مقدمة 26

نهج البلاغة ( فارسي )

فصلى كه مخصوص امير المؤمنين على عليه السلام است فارغ گشتم . اما گردش روزگار نساخت و انجام كار را به عهدهء درنگ و تأخير انداخت . آنچه آماده بود در بابهايى جاى داده بودم ، و در هر باب چند فصل نهاده ، و فصل آخرين سخنانى كوتاه از امير المؤمنين ( ع ) را در بر گرفت از : پندها ، حكمتها ، آداب و مثلهاى شگفت ، مگر خطبه‌هاى دراز و نامه‌هاى مفصل كه - در كتاب جاى نگرفت - . تنى چند از دوستان و برادران آنچه را در آن فصل بود نيكو شمردند ، و از ديدن آن معنيهاى زيبا و اسلوب بديع و دلربا لذت بردند ، و به شگفت ماندند و خواستند تا كتابى بپردازم و گزيدهء سخنان مولى امير المؤمنين را در آن فراهم سازم . گفتارهايى از همهء فنون و مجموعه‌اى از همه گون : از آداب و پند ، يا نامه يا خطبه‌هاى كوتاه و بلند ، كه مىدانستند چنين كتاب طراز فصاحت خواهد بود ، و پيرايهء بلاغت ، عربيت را بها فزايد و دين و دنيا را به كار آيد ، كه بلاغتى چنان نه در گفتارى فراهم آمده است و نه يك جا در كتابى هم . چه امير مؤمنان ( ع ) سرچشمه فصاحت است و آبشخور بلاغت . فصاحت خود را به كلام حضرتش آرايد تا به جمال رسد ، و بلاغت در كنار او زايد و به كمال رسد . او بود كه نقاب از چهرهء سخن كشيد تا مترسّل زيبايى آن را ديد . آيين گفتار را از او وام گرفتند ، و خطيبان بر جاى پايش گام نهادند ، و واعظان از خواندن كلام او نام يافتند . با اين همه او گوى از همگان برد و اينان به دو نرسيدند ، او پيش افتاد و اينان واپس خزيدند چه در گفتار او رنگى از علم خداست و بويى از گفتار مصطفى ( ص ) ،